محمدرضا مشیری، همان شخصی که چند سال پیش با یک قیافه عجیب و غریب و وعدههای اغوا کننده مردم را به دردسر انداخت و با راهاندازی «مکتب فرش مشیری»، پولهای مردم را گرفت. به بهانه مشارکت در یک پروژه اقتصادی، (تولیدفرش و فروش و پرورش اسب کورد) وعده سودهای کلان داد و هزاران خانواده بدبخت […]

محمدرضا مشیری، همان شخصی که چند سال پیش با یک قیافه عجیب و غریب و وعدههای اغوا کننده مردم را به دردسر انداخت و با راهاندازی «مکتب فرش مشیری»، پولهای مردم را گرفت. به بهانه مشارکت در یک پروژه اقتصادی، (تولیدفرش و فروش و پرورش اسب کورد) وعده سودهای کلان داد و هزاران خانواده بدبخت کرمانشاهی را با وعدههای دروغین فریب داد. این فرد، بیهیچ ترس و شرمی، سرمایههای مردم را دزدید و زندگی هزاران نفر را به هم ریخت.
چه خانوادههایی که به خاطر این کلاهبرداریها از هم پاشیدند، چه جوانانی که متارکه کردند، چه کسانی که به دلیل فشار مالی و روحی دست به خودکشی زدند و چه کسانی که از استرس و فشار دچار سکته قلبی شدند و جانشان را از دست دادند. یادم نمیرود روزهایی که مردم بیچاره درب دفتر او جمع شده بودند و زجه میزدند که پولهایشان کجاست. این تصویرها هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشود.
او، که هیچ هویت مشخصی نداشت و نه تنها هیچکس نمیدانست از کجا آمده و چه کاره است، مثل قارچ سر برآورد و ناگهان مثل بختک افتاد در زندگی مردم بدبخت. هیچکس نتواست توضیح بدهد او که بود، اما این کلاهبرداریهایش به مردم آسیب زد و زندگیها را خراب کرد. بعد از دستگیری و گذشت چند سال در زندان، حالا دوباره به فضای مجازی برگشته و با راهاندازی چند پیج، دوباره شروع به تبلیغات و فریب مردم کرده است. همان فردی که وعده میداد با «مکتب فرش مشیری» قرار است اقتصاد دنیا را تکان دهد، دوباره همان خزعبلات را تحویل مردم میدهد!
چطور ممکن است این فرد دوباره به راحتی بتواند فریب مردم را بزند؟ چرا هیچکس از دستگاههای امنیتی مراقب این فرد نیست؟ این شخص باید همانطور که پولها و زندگیهای مردم را خراب کرد، حالا پاسخگوی اعمالش باشد. دیگر نمیتوانیم سکوت کنیم!
اگر دوباره به او اجازه دهیم که مردم را فریب دهد، دیگر باید انتظار فاجعهای بزرگتر داشته باشیم. ما دیگر نمیتوانیم بگذاریم چنین آدمی دوباره دست به کلاهبرداری بزند و زندگیهای بیشتری را به نابودی بکشد. دستگاههای امنیتی باید هرچه سریعتر وارد عمل شوند و این شخص را از سر مردم بیخبر و آسیبپذیر بردارند. دیگر کافی
- نویسنده : کیانوش بسامی













Sunday, 7 December , 2025