شما اینجا هستید
آخرین اخبار سایت » منطق‌های پندارگرایانه و فلشهای گمراه!

م.باکری
روزی استاد فلسفه از دانشجویان امتحان گرفت. موضوع امتحان ساده بود. استاد یک صندلی جلوی کلاس گذاشت و روی تابلو نوشت: «اثبات کنید این صندلی وجود ندارد!»
دانشجویان با تفکر بسیار شروع کردند به نگاشتن. اما همان لحظة اول یک دانشجو برگه را داد و از کلاس خارج شد.
روز بعد اعلام شد بالاترین نمره به همان دانشجو تعلق گرفته است! چرا؟ آن دانشجو تنها روی برگه نوشته بود: «کدام صندلی؟»

در داستان بالا یک طنز تلخ وجود دارد. واقعیت اینست که «صندلی» وجود دارد. اما با یک منطق ایده‌آلیستی و ذهنی، از آنجا که استاد از دانشجویان خواسته اثبات کنند «صندلی وجود ندارد»، آن دانشجو با نفی ریشه‌ای صندلی، به مقصود رسید. اما واقعیت این است که هرچند حرف و کلامش منطقی باشد، اما در «دنیای واقعی» صندلی وجود دارد!

شاید داستان بالا را از منظر تفنن خوانده باشید. اما باور کنید قصد من از نگارش آن، زنهار نسبت به تهدیدی در جامعه‌مان است که شاید این داستان جنبه‌ای از آن را نمادینه کرده باشد.
چرا می‌گویم تهدید؟ به این علت که در شرایطی که مقام معظم رهبری تاکید دارند «شرایط کشور حساس است، در بیان مشکلات مبالغه نکنید» (۱۵شهریور۹۷)،
در شرایطی که آقای روحانی در برابر ژست‌ قلدرمنشانة‌ اخیر ترامپ دربارة‌ قایق‌های بی‌باک سپاه در خلیج فارس، تأکید می‌کنند:‌ «آمریکایی‌ها بدانند این خلیج اسمش خلیج فارس است نه خلیج نیویورک و واشنگتن؛ و با درک این شرایط هر روز علیه ملت ایران توطئه نکنند» (رئیس جمهور در هیأت دولت-۱۰ اردیبهشت۹۹)، باز شاهد هستیم که عده‌ای با ساده‌سازی، فلش مشکلات و بحرانها را به سمت خارج و مشخصا آمریکا، ترامپ و تحریمها نشانه می‌روند.
این درحالیست که رهبری تاکید کردند «مشکلات داخلی‌ست و ربطی به خارج ندارد». ایشان حتی به بحران جهش قیمت ارز (به عنوان یکی از ریشه‌ای‌ترین بحرانهای اقتصادی) اشاره کرده و فرمودند: «عامل کاهش ارزش ریال خارجی نیست، درونی است!» (۲۲مرداد۹۷)
خواهش دارم به همین دو کلمه که رهبری فرمودند با کمی ژرف‌اندیشی دقت کنید: «درونی است!»
اما از واژه «درون» نیز ۲برداشت می‌توان کرد. یک برداشت «سطحی» و یک برداشت «عمیق».
در همین زمینه شاهد هستیم که عده‌ای ریشه مشکلات را به سیاستهای دولت آقای روحانی ربط داده، به برجام و سایر اقدامات آن حمله می‌کنند. عده‌ای هم جناح مقابل را متهم می‌کنند که چرا مانع کار دولت می‌شوند؟ چرا لوایح FATF را تصویب نمی‌کنند؟ چرا شروط اروپا را نپذیرفته تا نتواند ما را با دست باز در تنگنا قرار دهد؟ (علی خرم-دیپلمات پیشین کشورمان).
هر چند این اختلاف سلیقه‌ها خود نشانة‌ وجود دموکراسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی است. اما باید همه حواسمان باشد که دشمنی نیز هست، که با زبردستی و موذی‌گری ویژه‌ای که دارد،‌ از همین دموکراسی برای ضربه به تمامیت نظام سوءاستفاده می‌کند. از این رو رهبری تاکید دارند که تهدید «درونی است» و بسا عمیق‌تر از تحریم‌ها و سایر اقدامات استکبار.
اگر به اغتشاشاتی که از دیماه۹۶ تا غائلة تابستان۹۷ و آبان و دی۹۸ پهنه کشور را در نوردیده و کماکان خطر آن وجود دارد، نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این تذکار رهبری و هشدارهای پیاپی آقای روحانی تا کجا جدی و واقعی است. اگر کمی ژرف‌اندیشی داشته باشیم، متوجه می‌شویم تهدید همان است که دشمنان انقلاب و نظام از آن با کلیدواژه «براندازی» نام می‌برند. چرا که به روشنی می‌بینند وجود نظام مقدس جمهوری اسلامی، مانع رسیدن آنها به مطامع شومشان می‌شود.
پس سایر تهدیدات سطحی (تحریم-اختلافات طبیعی جناحی و…) را کنار بگذاریم، تابلوی «تهدید ریشه‌ای» را خاکروبی کنیم و شجاعانه به آن نظر افکنیم. تهدید، خواسته عمیق دشمنان است: «براندازی!»
در حال و هوای امروز کشور باز هستند عده‌ای که تا این نقطه هم پیش آمده و با واقع‌بینی به روی این تهدید انگشت می‌گذارند. اما درست در این نقطه، این عده هم به بیراهه کشیده می‌شوند. چرا؟ آنها به جای معرفی دشمن اصلی که خط شوم براندازی را پیش می‌برد، انگشت خود را به سوی آمریکا، اسرائیل، حاکمان سعودی و… نشانه می‌روند.
البته که آمریکای جنایتکار دل خوشی از نظام ما ندارد. اما حتی دولت ترامپ (به عنوان گستاخترین رئیس‌جمهور این کشور تا این لحظه) بارها تاکید کرده: «به دنبال تغییر رژیم در ایران نیستیم، بلکه خواهان تغییر رفتار ایران هستیم». (۳۱تیر۹۷)
با کنار هم قرار دادن تمامی این نمودها، متوجه می‌شویم که داهیانه‌ترین نگاه و ژرفترین بینش به «تهدید اصلی نظام» را هم مقام محترم ریاست‌جمهوری و هم خود رهبری دارند. ایشان در پی اغتشاشات دیماه ۹۶ پیاده نظام این غائله را «منافقین» معرفی کرده و تاکید کردند: «من عرض بکنم به شما یک مثلثی در این قضایا فعال بوده است. برای امروز و دیروز هم نیست، این سازماندهی شده بوده است… پادویی‌اش (اغتشاشات) مربوط به سازمان منافقین بود… از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند…از چند ماه قبل نسبت به این قضیه که پادویی کنند، سازماندهی کنند…» (۱۹دی۹۶)
آقای روحانی هم در بحبوحة‌ بحران کنونی کرونا،‌ به تاکید بر روی سمپاشی‌ها و تبلیغات زهرآگین سیمای نفاق (موسوم به سیمای آزادی) انگشت گذاشتند و گفتند: «هر زمان ما بگوییم وضعمان خوب است، شب این تلویزیون‌های ماهواره‌ای عصبانیت‌شان را نشان می‌دهند و جیغ آنها بلند می‌شود»
(ریاست جمهوری-جلسة‌ ستاد کرونا-۷ اردیبهشت۹۹).
اگر به پیشینه گروهک منافقین (همان سازمان مجاهدین خلق) هم نگاه کنیم،‌ شاهد هستیم که از غائله ۳۰خرداد۱۳۶۰ تا امروز تنها گروه منسجمی هستندکه پیاپی در پی توطئه‌‌چینی برای راهبرد «براندازی» نظام هستند. روزی در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر با پاسداران فداکار انقلاب درگیر می‌شدند (و بسیاری از آنان را مظلومانه به شهادت رساندند)، روزی ارتش به اصطلاح آزادیبخش برپا کردند و در صدها رشته عملیات بزدلانه، هزاران پاسدار مدافع نظام را به فیض شهادت رساندند؛ و امروز هم عناصر خود در ایران را تحت عنوان «کانونهای شورشی» سازمان می‌دهند.
آنها آنقدر وقیح شدند که به روشنی تاکید دارند کانونهای شورشی‌شان ۳هدف عمده را دنبال می‌کنند:
۱- برپایی اغتشاشات (با سواستفاده از نارضایتی مردم از گرانی و وضعیت اقتصادی)
۲- جهت دادن اعتراضات مردم از خواسته‌های «صنفی» به شعارهای «براندازانه».
۳- فریب ذهن و ضمیر جوانان و کشاندن آنها به دام گروهک خود
چه خوب سایت قضائیة محترم، تحت نظارت آیت‌الله ابراهیم رئیسی نوشت: «سازمان منافقین در دهه ۶۰ تلاش کرد با شیوه‌های گوناگون و به شستشوی مغزی افراد بپردازد و از این طریق به جمع آوری ارتشی برای خود دست بزند و با روش‌های خاص خود جوانان و نوجوانان، خصوصاً دانشجویان را جذب کرده و آنان را در مسیر اهداف خود قرار دهد. این سازمان احساسات و آرمان‌هایی جوانان را وسیله رسیدن به اهداف خود قرار داده و با شگرد‌های خاص بر تفکرات آنان تاثیر می‌گذاشت و خط مشی خود را در ذهن آنان رسوخ می‌داد» (خبرگزاری میزان-۸ اردیبهشت۹۹)
آنگاه با درایتی همیشگی هشدار می‌دهد که گمان نکنید این خطر تنها مربوط به دهة‌ ۶۰ است. بلکه: «امروز نیز در حقیقت داستان سازمان منافقین همچنان ادامه دارد، بررسی‌های ما نشان داد که سازمان منافقین همچنان در پی جذب نیرو است» (همان منبع)
بله، در وضعیت کنونی که تحریم‌ها و فشار استکبار جهانی (که عامل آن هم خود منافقین شرور هستند، با دادن اطلاعات موهوم هسته‌ای ایران)، همچنین شیوع ویروس کرونا، مردم و نظام ما در شرایط سختی قرار دارند، برخی به جای اینکه کمربندها را محکم‌تر کرده، بی‌پرده فلش را روی تنها دشمن اصلی نظام، سازمان منافقین بگیرند، به جای اینکه به مردم بگویند این دستگاه جهنمی منافقین است که با سیمای نفاق (سیمای آزادی) و سایتها و سایر بوق‌های خود، هر روز در حال بمباران اذهان مردم و جوانان است، دشمن را گرد کرده، از این و آن و رسانه‌های بی‌خاصیتی مانند اینترنشنال و من و تو سخن می‌گویند.
به راستی اینان (که البته صادقانه دلسوز نظام هستند) چرا از نحوة برخورد رهبری و آقای روحانی با دشمن آموزش نمی‌گیرند؟
مگر آقا با همان ژرف‌نگری همیشگی، پس از غائلة آبان و دی ۹۸ و آن همه انفجار و تخریب در کشور، به‌جای اینکه مانند برخی انگشت اشاره را به سمت دشمنان ناچیزی مانند سلطنت‌طلبان و عربستان بگیرند، روشن و بی‌پرده منافقین کوردل نشسته در آلبانی را نشانه نرفتند و گفتند: «در یک کشور اروپایی، یک کشور کوچک اما شریر واقعا خبیث در اروپا، یک تعداد ایرانی مزدور، وطن فروش، جمع شدند دور هم علیه جمهوری اسلامی بنا کردند برنامه ریزی کردن و نقشه درست کردن. نقشه هم همان چیزی بود که ما چند روز بعدش در قضایای بنزین دیدیم» (مقام معظم رهبری-۱۸دی۹۸).

بنابراین در شرایطی که این دشمن هر لحظه و با تمام توانش در پی طراحی برای پیشبرد اهداف پلید خود است (براندازی نظام جمهوری اسلامی)، چطور از درون همین نظام، بسیاری فلش تهدید را به سمت برهوت آمریکا و اسرائیل و تحریمها نشانه می‌روند و عده‌ای هم تلاش می‌کنند اقدامات و تلاش دلسوزانة دولت را زیر علامت سوال ببرند؟
آخر مقام معظم رهبری دیگر چگونه زنگهای بیداری این خفتگان را به صدا در آورد؟
چرا هنوز این دوستان خفته «واقعیت بودن صندلی» را نادیده گرفته و تلاش می‌کنند با منطق ایده‌آلیستی و ذهنی بگویند «کدام صندلی؟!»
به خودمان بیاییم. ذهنیتها را کنار بگذاریم، منطق‌های پنداری را پس بزنیم و دشمن را خوب بشناسیم؛ آستین بالا بزنیم و در این برهه حساس، سفت و محکم یار و همراه نظام باشیم.

Print Friendly, PDF & Email

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری نسیم کرمانشاه |