مهتاب باباحیدری کمانگیری و تیراندازی وسیله پهلوانی و جوانمردی از هنرهای ورزشی میباشد و اولین کمانگیر حضرت آدم علیه السلام با آموزشهای جبرائیل برای آموزش شجاعت و شکار، می باشد و کمانگیران آریایی از طوایف مادها کمانگیران متبحر و توانمندی بودند که به آموزش و ترویج این امر پرداختند. کمان اولین اختراع مکانیکی بشر بود […]

مهتاب باباحیدری

کمانگیری و تیراندازی وسیله پهلوانی و جوانمردی از هنرهای ورزشی میباشد و اولین کمانگیر حضرت آدم علیه السلام با آموزشهای جبرائیل برای آموزش شجاعت و شکار، می باشد و کمانگیران آریایی از طوایف مادها کمانگیران متبحر و توانمندی بودند که به آموزش و ترویج این امر پرداختند. کمان اولین اختراع مکانیکی بشر بود که انرژی پتانسیل را به جنبشی تبدیل مینماید و اقوام آریایی در خلال عصر آهن کهن یا شاید هم زودتر در فن تیراندازی از پشت اسب مهارت یافتند و در قصر آشوری نمرود اولین سوار مادی را درحال تیراندازی به سبک پارتی با مهارت تیرزدن در حال هدایت اسبی که در حال چهارنعل است میتوان دیدوکمانداران سواره ماد و پارس متعلق به فلات ایران میباشند .کردها وارث اصلی مادها میباشند با عناوین ماریانو به معنی جنگجو به عنوان کماندارمیجنگیدند.از سال ۲۰۰۵ مسابقات جهانی تیراندازی باااسب در کره جنوبی برگزار شده با عنوان ملاقات دوستی های بین کشورها وتوسعه رقابت سالم به طور رسمی از طرف سازمان جهانی یونسکو حمایت شده است وکمانداران با اسب ترجیح میدهند تلاش خود را بااسب به عنوان یک ورزش زنده و حقانیت هر کشور به بحث قراردهند و با اشاعه عشق و صلح واقعی بین ملتها از طریق حضور اسبها بانژادهای مختلف را به عنوان میراث فرهنگی بشر بشناسانند.

گر بپرانیم تیر آن نه زماست ما کمان و تیرانداز خداست
کمانداری و تیر اندازی وسیله پهلوانی ها و هنرهای ورزشی در روزگاری بود که اسلحه آتشی و بخصوص تفنگ میان اقوام مختلف مرسوم نشده بود،هنری بود که سواران و جنگاوران در دفاع از مرز و بوم خود می آموختند و جوانان و پهلوانان در هنرنمایی نمایان میساختند.در تیراندازی و ساخت کمان و وسایل آن رساله های متعددی وجود دارد و ده رساله به خطهای مختلف میباشد که یکیشان رساله قوسیه تصنیف کپور چند نام دارد.که در شهرهای هند نوشته شده،(صفحه۲۷۳رساله تیراندازی) آمده است چون آدم از بهشت بیرون فتاد به کارکشاورزی پرداخت و پرندگان کشتزار اورا خراب کردن و آدم دعا کرد و از خدا خواست تا راهی باشد و پرندگان رابیرون کند جبرئیل علیه السلام تیروکمان آورد و زه کرد و به ادم تیر زدن یادداد وتیر اول رازد خطارفت اما دومین بار پرنده رازد(رساله جامع الهدایه)صفحه۲۱۷رساله تیراندازی
طهارت تیرانداز و مداومت در تیر زدن و اینکه هرگز با تیرکمان عاریتی تیر نزدن تاکید شده.

کمان را کماندار باید نخست کشیدن به نرمی گشادن درست
از نظر عوام کمان کمترین سلاح در مقابل شمشیر و نیزه به نظر می آمدیعنی کمان را به معنی کم سلاحهاهست که شاید شکسته شود و زه کمان در برود،تیرو کمان سلاح عالمان است چون از دشمن دوری و با تیر او را هدف میگیری و مهارت هنر کمانگیری را یاد گرفته ای،چنانکه در بسیار مطالب گفته شده شمشیر از کارد بهتر و نیزه از شمشیر بهتر و تیرو کمان ورای همه آنهاست. حقیقت این است که کمان از بهترین سلاحهاست زیرا از تن دور است و تیرش به دشمن نزدیک میباشد یعنی با دور بودن از دشمن میتوانی او را نشانه بگیری،باشد هنر کمان بیاموزی تا فایده ومقصود کمان را بدست اوری کم آن یعنی از اون کمتر هستند یعنی شخصی که توسط تیرو کمان کشته شد ازیارانش کم شد و معنی دیگر کم آن میباشدوبرتری تیروکمان اینست که اگر سوار باشد و دیگر سلاحداران پیاده تیروکمان باعث شجاعت میشود.تیروکمان به دستت باشد دشمن از تو دور میشود وتوایمن هستی و دشمن درخطررسول اکرم فرمودند:چون تیر اندتختن بی نیت باشد عادتی بود بی قیمت، تیر بینداز به نیت کافران که تیر انداختن عبادت گردد وثواب جاهدان باشد.رسول اکرم فرمود،خدای عزوجل سه کس را به سبب یک تیر به بهشت میبرد،آنکس که تیر اندازد آنکس که تیر تراشد وآنکس که تیر آرد(تیراوران)- وتیر اندازید و بر اسب بنشینید وانکس که تیر اندازد دوستتر دارم وانکس که بر اسب نشیند وتاکید شده حلال نیست ازبازیها الا سه روش مباح وحلال است مرد را،اول تادیب کردن اسب دوم تیرانداختن از کمان و سوم بازی کردن احترام ووقت گذاشتن با زوجه خود و هرکس که تیرانداختن داند ودست ازآن بردارد نعمتی را کفران آورده است.(رساله سوم ایضاح ص۷۷٫)

در نسخه خطی با عنوان ایضاح و تیراندازی و کمانداری در کتابخانه بنیاد خاورشناسی سن پطرزبورگ نگهداری میشودکه به کمانگیری اشاراتی داشته، در باب اول فضایل تیرانداختن اشاره شده که بدانید که تیرانداختن در کتاب خدای عزوجل و سنت پیامبر اسلام میباشد ایه ۶۰انفال فرموده:بسازید کافران را آنچه توانایی دارید اندر تیر انداختن و اشاره به قوه تیرانداختن داشته است.(ص۷۶ )هرکس که تیرانداختن اند ودست از ان بدارد نه از ماست و یا خود عاصی است و ابوهویره از کلام پیغمبر ص روایت کرده هرکس تیرانداختن داند و فراموش کند نعمتی را ناسپاس کرده است.فضل تیروکمان اینست حکم تیرانداز مثلا اگر سوار باشد ودیگر سلاحداران پیاده وجود تیروکمان باعث شجاعت میشودو تیروکمان که به دستت باشد دشمن از تو دور میشود،و سلاحی است که با وجودش تو ایمن هستی و دشمنی که از تو دور است با وجود شمشیرو نیزه اما باوجودتیروکمان از فاصله دور تو میتوانی اورا نابود کنی.پس سلاح عالمان است نه جاهلان.(ص۸۱ رساله تیراندازی)

از نعمتهای خدا.بازی کنید به تیرانداختن تاولایت برشما فراخ شود.رسول اکرم فرمودند اگر تیری بی نیت باشد عادتی بی قیمت است به نیت نابودی کافران تیرانداختن عبادت وثواب مجاهدت است.(ص رساله۸۰)ازمیان اصحاب پیامبر سعد بن ابی وقاص (متوفی۵۵ق) تیراندازی چابک دست بود و روایتهایی از تیراندازی او نقل شده ودرباره وی گفته شده نخستین کسی بود که در راه خدا تیرانداخت.در رساله تیراندازی و کمانداری سخنان تخصصی درباره چگونه تیر انداختن –انواع تیر –طرز ساختن تیروکمان و روشهای کمانداری و تیراندازی در جنگ وشکار، بیان شده که مباحث آئین نامه دوره ساسانی است.

اغلب رساله های تیراندزی توسط کسانی که خود جنگجو وسپاهی بودند نوشته شده است وگواه بر اینست که در سده های سوم تا دهم بیشتر مردم سپاهی پیشه ورزمنده و پهلوان بودند و من جنگجوی مبارز سلامتیم هستم.وگوته برانست که در سد ه های سوم تا دهم بیشتر مردمان سپاهی پیشه ورزمنده و پهلوان بودند ولذا رساله تیراندازی وکمانداری با ایین جوانمردی وفتوت مرتبط بوده به این طبقه اشراف دارد،تبحر عیاران وپهلوانان در تیراندازی امری مسلم است بنابراین رساله کمانداری و تیراندازی این طبقه اجتماعی است که با آئین جوانمردی و فتوت مرتبط بوده اند(چهارده رساله در بابا فتوت و اصناف مقدمه افشاری ص۳۷-۱۹)مبارکشاه فخر مدد در باب یازدهم آداب الحرب و الشجاعه آنجا که سخن از تیر زدن است میگوید (و در این استادان تیراندازی کتابها کرده اند و شرح آن بازگفته اند)
بیشتر رساله های تیراندازی در دوران صفوی وطی سده های یازدهم تا چهاردم در شبه قاره هند نوشته شده و در رساله های اول با بحث تیراندازی داره تیروکمان وپیکان، کشتی، نیزه، شمشیر و صفت اسب دلیر در کنار اینها امده است..

باب یازدهم اندرفضیلت و خاصیت هر سلاحی کار بست آن که هریک به چکار آید وخاصیت هریک چیست.نخستین کسی که از مخلوقات سلاح به کار کرفت آدم علیه السلام بود و آنچنان بود که ایزدتعالی آدم را به بهشت فرستاد و به او نعمت داد و شجاعت و مردانگی در ادم به وجود آمد و جبرائیل برای ادم از عرش کمانی بیاورداز یاقوت سرخ و زه از مروارید و تیر از یاقوت زرد و پرهای آن از زمرد و پیکان ان از یاقوت کبود و کمان را شسصت کشیدن و تیرانداختن بیاموخت که چگونه تیر اندازد .(آداب الحرب)

داستان جنگاوری پارس بیش از سه هزار سال قبل با ظهور هندو ایرانی ها در آسیای مرکزی ااز شد.اسب قبل از این اهلی شده بود .مادها که اسبهای امپراطوری آشور راتهیه میکردندقدرت گرفتندطبق گفته هرودوت تاریخ نویس هوخشتره (کیاکسار )سومین پادشاه قدرتمند ماد سربازان قبایل ماد را به صورت ارتش نیزه دار و سواره نظام سازماندهی کردونیروی منظمی ساخته شد اما در دوران کوروش کبیر ارتش ماد وپارس شکل منسجمی به خود نداشت.(جلد اول کتاب دامپزشکی ایران امیر تارج)

داریوش بنیانگذار واقعی امپراطوری هخامنشی به شمار میرود قانون شاه یکی از عواملی بود که چندین انسجام امپراطوری را حظ کرد در کتیبه مقبره داریوش در نقش رستم می خوانیم :اگر می اندیشی چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت،پیکها را بنگر که تخت را میبرند آنگاه خواهی دانست آنگاه درتو معلوم میشود که نیزه مرد پارسی چه دور رفته.

ارتش تحت فرمان هخامنشیان اولیه در گشودن سرزمین ها و سرکوب شورش ها بسیار کار امد بود.اسکندر نابغه نظامی بود که با آمدن سربازان یونانی به ایران به حکومت هخامنشیان پایان داد.پس از دوران کوتاه سلطه سلوکیان در تاریخ ایران نیروی تازه ای از اسیای مرکزی وارد ایران شد اشکانیان نامیده شد.اشک یکم فرمانروا شد(اشکانیان ۲۴۷ سال قبل میلاد)(مادها- هخامنشی- سلوکیان-اشکانیان -ساسانیان).

در ارتش تحت کنترل اشکانیان سه ویژگی جدید ظاهر شد،یکی تیر پارتی سواره نظام-کمان مرکب- نبرد روبرو با ارتش متخاصم
تیراندازان سواره و قهرمانانی که مظهر ارتش خود بودند با کمانهای مرکبی قدرتمند خویش ترس در دل رومیان می کاشتندو به شخصیتهای اصیل این عصر قهرمانی تبدیل شدند.در پایان دور اشکانیان شکل جدیدی از سواره نظام جوشن پوش سوار براسب زره وار ظاهر شد که شاید پیشامد شوالیه های اروپا شد.سواران زره پوش نیزه ها ی بلند حمل میکردن و بیش از همه ترس بر دل رومیان می انداختند شاید بعد از اینزمان رکاب اختراع شد و سواره نظم انعطاف گرفت.دوره ساسانیان دوره تثبیت قدرت مرکزی و شکل گیری واحدهای ارتش اولین امپراتوری دنیا هخامنشی بود با دستاورد جاده شاهی –سیستم خبررسانی-اقتصاد پولی متمرکز-منشور حقوق بشر کوروش و احترام ه تنوع دینی –فرهنگی-زبانی
پیش از هخامنشیان سوارکارانی در فلات ایران در کوه زاگرس –شمال بین النهرین تا ناتولی شرقی اقامت داشتند.
اهلی کردن حیوانات با سگ آغاز شد ۱۰هزار سال پیش عصر نوسنگی(عهد۱۵۰تا۱۰هزار سال قبل میلاد)سرپناه میش و زاهلی و زنهابا تجربه گیاه شناس بودند و جو گندم را شناسایی کردند و در لرستان( ۸۰۰۰ ق م )از و گوسفند و کشت گندم و جو
۴۰۰۰-۵۵۰ ق م با اهلی کردن گاو شهر نشینی شروع شد.
اسبهای وحشی پرزوالسکی ،دوره سومری –عیلامی جدید حدود ۲۵۰۰ سال ق م و سگ های تازی
عصر برنز و آهن سیالک اولین تمدن بشری در قبر مردگانشان که اسب سوار بودن زین و برگ شان هم تدفین شده بود،وبروی سفالهایشان اسب نیزه و سرنیزه بود (فصل سوم دامپزشکی جلد ا)ایران از هزاران سال پیش محل سکونت بوده.
قوم کاسیان واهلی کردن اسب:
کاسیان با کاسیها به خدای با نام کاشوش منسوبند که مورد پرستش آنها بود این قوم در کوهستانهای زاگرس و کوههای مرکزی لرستان و نژاد آسیایی اند.
استرابون محل اصلی انها را دربندهای خزر میداند که بعدها به لرستان امدند.((آریایی بودن کاسیها توسط هنری لوکاس و مشکور ذکر شده))
اصولا حمله کاسیان به بابل را مدیون پدید امدن تحرک شدید آنان و استفاده از اسب میدانند.اسب توسط هندواروپاییان اهلی شده بود که وارد منطقه کاسیان شد از زمانهای دور مردم اسیای غربی بااسب اشنا بودند مردم سومر آنرا خر کوهی مینامیدند اما وحشی بود نه اهلی .
در اسنادبابلی حوالی قرن ۱۸(-۱۹ ق م) از اسبان اهلی یاد شده که مدیون ورود کاسیهاست.اسب برای کاسیها نشانه الهی بود وبا ارابه همراه بود.
هزاره سوم تا هزاره اول ق م انسان را با زین وبرگ و اسب دفت میکردند.اثاری از مجسمه های لگام و دهنه و ادوات اسب در لرستان هرسین برجاده کرمانشاه خرم اباد بدست امده که مربوط به هزاره دوم ق م است.ومقداری هم هزاره اول ق م
اسب را آریاییان به آشور وبابل آاوردند و ریشه آن از ایران است.طوایف مختلف آریایی از جمله میتانیها و مادها اسب داشتند و اشوریان از آنها اسب داری و سوارکاری یاد گرفتند.در اولین هزاره ق م آشور به دنبال انحطاط بابل به قدرت فراوان رسید .آشوریان اسب نداشتند ولی مردم نواحی زاگرس از این حیوان استفاده میکردندو زمینهای مساعدی برای پرورش اسب داشتند.هدف آشور نصیرپال دوم ۸۸۴-۸۸۵ ق م گسترش قدرت در زاگرس دستیابی به منابع نقره و اسبها بود.اشور در دستبردها مخصوصا اسبها را می ربود.آشوریان به کمک اسبان که از طریق آریاییان وارد قلمروشان شدند ه مناطق دوردست تاخت و تاز میکردند تا علاوه بر غنایم به اسبان دسترسی پیدا کنند.ودر اشور از قرن ۹ ق م به بعد که به اسب دسترس پیدا کردند ارابه ها را بروی اسب حمل میکردند و وقتی ارابه ران میخواست تیراندازی کند باید ارابه هم میراند و در اینجا سواری دیگر به او کمک میکرد .در قرون بعد سوار آشوری در عین حال که زوبین و کمان خود را ه کار میبرد میتوانست اسب خود را با پاهایش هدایت کند .
بین اسامی درباریان آشوری، نام رییس اصطبل از افراد بسیار مهم بود و توجه به دامها خصوصا اسب بسیار ویژه بودو
ایرانیان اریایی اهلی کردن اسب و پرورش گاو و مردمان نیمه شبان سوارکاران مسلح و جنگجو یان بلامنازع بودند و کسی تاب مقاومت در برابرشان نداشت.
فصل دهم
اهلی شدن اسب توسط آریائیان
همواره اسب ا یافت میشد اما اهلی شدن آن مشکل بود –نبوغ -هنر کشف آریائیان در آنست که اسب را برای اولین بار اهلی کردن پرورش دادند که از ارمغانهای بزرگ فرهنگ وتمدن بشری گردید.اسب آرین مهد تمدن ایرانیان وتورانیان
اریاییها وقتی وارد ایران شدند کانونهای کوچک ومتفرقه بودند و به پرورش اسب ادامه دادنددر قلمرو امپراطور آشور و نزدیک انها ومراتع پهناوری به اسم نیسان مانند ماهیدشت کرمانشاه اطراف بیستون و چمچمال ونواحی خارج زاگرس ،سوادکوه اسبان قوی و پرطاقت به نام نسایی که وصف آن در کتیبه های آشور آمده که انقلابی پیش آورد با شیوه جنگی جدید که آشور برای بدست آوردن این اسبها به مادها و پارس ها حمله کرد و خودش سرانجام توسط اسبداران آریایی نابود شد.اسب در زبان اوستایی اسپا ،پهلوی اسپ،پارسی کنونی اسب،هندی اسوا ،کردی هسپ در پارسی باستان(اسا)از مصرآریایی as=ak تند رفتن،نام قوم پارس به تعبیر نام کل ایران با اسب پیوستگی دارد.
نوبخت در رساله اهسر عقیده دارد اسب جنگی در ائستا در ضمن کهر یا کار است که از نام کر به معنی جنگ است و اسامی ایرانیان از اسب گرفته شده.
لشکر کشی های آشوریان به سیمره –اورامان- آذربایجان-کرمانشاه برای تصاحب اسب بود.
فصل یازدهم سرکشی ر دامپزشکی و تاریخ ماد(ورود مادها و پارسها ه سرزمین ایران-قلمرو ماد)
اسب نسایی(اسبان ماد):سرعت-تحمل- قدرت و زیبایی و امیت سوارکاران آریایی بخاطر این اسبها بود سفید-تیره-خاکستری
یکی از محلهایی که در ماد به نام نسا معروف بوده دشت بزرگ کرمانشاه است. اسبان نسایی اسبان مقدسی بودند و بهترین اسبانی که در آخور پادشاهی داشته وممتازترین گروه نظامی سرزمین ایران با نام اسواران بودند.رستم یل نوجوان در جستجوی اسب چابک ولی هیچکدام تاب سواری رستم را نداشتند تا مادیان قوی دید با کره چالاک که کره اش همان رخش است.
فصل بیستم:مروری بر تاریخ هخامنشی دامپزشکی اسب سواری وسان نظامی در برابرکوروش
تشکیلات سواره نظام ایران بسیار پیشرفته شدو کوروش از برجسته ترین سوارکاران ایران بود و قدر سوار و مرکب را میدانست.
فرولاس جوان گمنام از طبقه پایین دجامعه با صداقت و کوشش توانست یار ومشاور کوروش شود،سلطنت داریوش مدیون شیهه اسب اوست.
کئومات یا بردیای دروغین پسر دوم کوروش ۷ماه سلطنت کرد.که هفت تن از سرداران که یکی داریوش بود وارد قصر شدند و اورا کشتند وبین خودشان قرار گذاشتند در حومه شهر سپیده دم سوار براسب بیایند و اسب هرکدام زودتر شیهه کشید پادشاه شود که داریوش با مهتر ش هماهنگ کرد ومادیان مورد علاقه اش را آوردند تا اسب او اول شیهه سرداد.
هرودوت تاریخ نویس گفته داریوش فرزند دشتاسب از برکت وجود اسب خود و مهتر هوشمندش اوبارس به پادشاهی رسید.در کتیبه بیستون داریوش موضوع اسب ذکر نشده است و پیرینا اعتقاد دارد احتمالا مسئله اسب با داستان آمیخته است. داریوش مانند کوروش سوارکار بی نظیری بود و به قول استرابون در ارامگاه داریوش کتیبه ای است که به فرمان اسکندر ترجمه شده (من دوست دوستان خود بودم –من بهترین سوار ماهرترین تیرانداز و پادشاه شکارگران بودم.
داریوش در بند چهارم کتیبه بیستون می نویسد سلطنتی که از دودمان بیرون رفته بود برقرار کردم آنرا به جایی که پیش از این بود باز نهادم –معابری را که گئوماتای مغ خراب کرده بود ه آنها برگرداندم به فضل اهورامزدا این کاررا کردم آنقدر رنج بردم تا طایفه خود را به مقامی که پیش داشت رساندم.(تاریحخ هرودوت ۲۰۷-۲۲۲ ایران باستان ۵۳۰-۵۳۴)
فصل بیست و سوم
مولوتوس اول (۲۸۰-۳۰۶ ق م)در ایران مستقر شد ،در سال ۳۰۶ ق م خود را پا دشاه خواند-اسکندر ازهند مراجعت کرد به سرداران خود همسر ایرانی داد –سولوکوس بل دختر یکی از ،سرداران ایرانی ازدواج کرد، ولیعهد دولت سولوکی از زن ایرانی است.سولوکیان را مقدونی- ایرانی می نامند.سلوکیان به اهمیت سواره نظام نجوبی واقف اند و از اسب در لشکرکشیها استفاده میکردند .نیروی اصلی پیادگان سنگین اسلحه بودند اما سواره نظام محدود وکارامد به نام (کاتافراکتار)نامیده میشود به سبک ایرانی زره پوش بودند.
فصل بیست و چهار اهمیت اشکانیان در تاریخ ایران
در پیروزیهای اشکانیان اسب نقش اسامی را داشته ،هریک از اعیان سواره نظامی برای خود داشت که شاه هم سواره نظامی از پس سواره نظان اعیان برمی امد.
در پارت سه نوع مجلس حل و عقد امور وجود داشت.شورای خانوادگی اعضای ذکور سلطنتی- مجلس اعیان متشکل از افراد باتجربه و مجلس لهستان متشکل از هردو مجلس.
اشکانیان قومی سوارکار پرورش دهنده وعلاقه مند به شکار بودند.
درهنری پارتی نقش انسان سوار براسب مورد توجه بود.چندین مجسمه متعلق به دوران پارتی پیدا شده که الهه ای را همراه با اسب سوارانی در حال کشیدن کمان نشان میدهد.در اثار تنگه سرپل ذهاب یکی از پادشاهان سوار براسب نشان داده شده که گلی را از رعیت میگیرد.
در منظومه ویرژیل شاعر حماسی روم (۱۹-۷۰ ق م)به کشور پارت ها اشاراتی داشته ازکمانداران پارتی جنگ وگریز و حمله از پشت سرخصم و همچنین از ببرهای ارمنستان و سگهای هیرکانیا (گرگان) یاد شده .اهمیت اسب در دوره اشکانی سواره نظام پارتی نقش عظیمی که پارسیان در صحنه سیاست جهانی ایفا کردند مدیون اسبان آنها بود-مورخ رومی پمپه تروگ:یکی از تفاوتهای بندگان وآازادان اسب بندگان پیاده اند و آزادان سوار براسب و سپاه پارتی را تنها سوارانی تشکیل میدادند –سپاه از سواره نظام و پیاده نظام تشکیل شده که پیاده نظام اندک بوده و اهمیت چندانی نداشت –سواره نظام از دو قسمت یکی سنگین اسلحه ویکی سبک اسلحه تشکیل شده بود. سواران سنگین اسلحه برای جنگ تن به تن با دشمن مهیا شد و اسلحه تعرضی و دفاعی داشتند- افراد این سواره نظام که کاتافراکئینی نامیده میشدند با تیر ونیزه میجنگیدند .سوار و اسب هردو زره پوش بودند .این زره از پوست شتر ساخته شده بود وبه قطعاتی از اآهن و پولاد وصل بود ضمنا زینتهای زرین و سیمین هم به خود یا اسبشان میبستند. وزن سلاح و زره به میزانی بود که سوار بی رکاب بتواند خود را نگه دارد همچنین به قدرت اسب بستگی داشت.
جنگ ایرانیان را شاهنامه با تورانیان که تعداد سواران را صدهزار بود.
((همانا کز ایرانیان صدهزار فرونست برگستوان وسوار))
سواره نظام سبک اسلحه پارتی:مهمترین سمت سواره نظام پارتی سواران سبک اسلحه بودند که کلاه خود ،زره و برگستوان نداشتند وسلاحشان منحصر به تیروکمان بود تا سبک باد و چالاک باشند ایشان در جنگ وگریز شهره آفاق بودند ،شتر سوارانی گاها همراهشان بودند که به سواران تیر میدادند.

فصل بیست و پنجم
تصاویر مجالس شکار در طاقبستان و نگاهی به تاریخ ساسانیان در طاقبستان کرمانشاه در دامنه کوه دوغار(ایوان)یافت میشود.
در غار بزرگتر ارتفاع۳٫۸ متر وعرض ۵٫۷متر و ظاهرا به امر خسرو دوم(خسرو پرویز ۵۹۰-۶۲۹ ق م)ساخته شده است دو مجلس به شکل نقش برجسته حفاری شده پرویز براسبی گستوان دار، سوار است و در کناره های ایوان منظره شکار گاه نقش شده ودر قسمتی پرویز سوار براسب ودر حال چهارنعل به شکار گوزنها مشغول است.واین اثرها از شاهکارهای هنری جهان میتواند باشد.پیروزی شاپور اول بر والدین امپراطوری روم قرن ۴میلادی که تصویر اسب پرقدرت وزیبای ایرانی نمودار است.

از اسپان بپرسند رنگ و نژاد ترا جز بزرگی و شادی مباد
علاوه بر ارزش اسبان نسایی یزدگرد تربیت بهرام را به منذربن نعمان پادشاه حیره سپرد
بهرام را به سرزمین عرب بود و دانشمندن استادان ادب و تیراندازی و اسب سواری از ایران آورد.

در حین جنگ بهرام چوبین با خسروپرویز که یارانش به بهرام پیوسته بودند ،خسرو شکست خورد و در راه فرار شبدیز اسب خسرو از راه رفتن بماند و اسب نعمان را از او خواست که نعمان جان خود را ارزشمند دانست و با اسبش فرار کرد.–حسان بن حنظله بن طائی اسب خود را به او داد و به ارزش اسب نژاد عرب از این پس پی میبریم.

سواره واسب زره چوش ساسانی طاقبستان آثر العجم مهمترین قسمت سواره نظام مانند دوره اشکانیان زره پوش بودند که در حین حرکت تیراندازی میکردند . سواره نظام سبک اسلحه و پر جنب وجوش بودند . اصل اسب را از هند ولی نظام اسب را متعلق به شیرین بانوی ارمن دانسته و منشا آن را ارمنستان میدانند.
نتیجه گیری :ایرانیان با فرهنگ اصیل چند هزار ساله و با تلاش و علمی ذاتی به پرورش و اهلی نمودن دامها و حیوانات و کشاورزی پرداختند که این نشان از ذات با فرنگ ایران ی میباشد که دانشمندان زیادی از ایران باستان تا کنون در محقق ساختن رویاهای بشری و فرهنگسازی موثر بوده اند ما در تاریخ چند هزارساله امان داریم، وپرورش اسبان اصیل ایراتی در فلات عظیم ایران با نژادهای مختلف وخصوصا اسب کرد نسایی و تلفیق نژادی در پرورش ها وجود داشته است و رسالت کمانگیری نشان از شهامت و شجاعت و جوانمردی مردمان ایران و آدمیان اصیل کرد با عناوین ماریانو به معنی جنگنده میباشد و دشتهای نسایی ماهیدشت و کرمانشاه و کوههای زاگرس و اسبان این مناطق را نمایان نمود و از آنجا که بنده مهتاب باباحیدری همیشه رسالتی را برعهده خویشتن میدانستم با به چالش کشیدن خود دراین تحقیق و تلنگر استاد بزرگوارم سهیل یوسف نیا به بخشی از این رسالت با توجه به سوابق سختیها و جنگیدن هایم با بیماری وعنوان ماریانو جنگجوی با تیروکمان واسب و تمرکز بر اهداف خداپسندانه ام بیشتر و این مسیر را بخاطر راه دلم هموارتر میدانم.و افتخاری است که به این یافته که مادها اولین کمانگیران روی اسب بودند دست یافتم و اینکه دشتهای نسایی کرمانشاه محل پرورش اسبان اصیل کشورم میباشد که بسیاری از جنگها بر سر این اسبان قوی و خوش استقامت بوده است.و مثل همیشه به زن بودن وکرد بودن خویش بالیدم .الهی مهربانیت و حضور نابت را سپاس

با تشکر ازانتخاب موضوع و به چالش کشیدنم در این امر توسط استاد عزیزم سهیل یوسف نیا
وتشکر از رفیق راهم احسان لک

منابع:
کتاب آسمانیم قرآن مجید
کتاب دام و دامپزشکی ایران تالیف حسین تاج بخش
آداب الحرب الشجاعه
سایه های صحرا ایران باستان در جنگ دکتر کاوه فرخ
رساله های تیراندازی ده رسالعه در تیرانداز و کمانداری وجنگاوری –مهران افشاری –فرزاد مروجی
سایت فدراسیون جهانی کمانگیری روی اسب